ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

66

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بهبود يافت ، كه ديدم سر انجام همان گونه كه آنها شما را گريزاندند ، شما نيز آنها را از جاى رانديد ، وهمان گونه كه شما را از مواضع خود دور كردند ، شما نيز آنها را به ترك سنگرهاى خود وأدار مىساختيد وبا نيزه وشمشير آنها را كشتار مىكرديد چنان كه مانند شتران تشنه كه از آبشخور خود رانده ومنع شده باشند بر رويهم در آمده واوّليها بر سر آخريها مىافتادند . » [ شرح ] ( 20975 - 20913 ) امام ( ع ) در اين خطبه نخست ياران خود را از اين كه در جنگ با دشمن سنگرهاى خود را رها كردند به سختى سرزنش مىفرمايد وسپس آنان را پرهيز مىدهد ، وتشويق مىكند كه ديگر از جنگ نگريزند وپايگاههاى خود را رها نكنند ، چنان كه ضمن جملات وقد رأيت . . . تا أهل الشّام آمده است ، يعنى : شكست وگريز شما را از آنها ديدم ، ومشاهده كردم كه أوباش أهل شام بر شما پيروز شدند ، با اين كه شما أهل شرف وبزرگان عرب هستيد ، واژه يافيخ را براي آنها استعاره آورده است ، زيرا آنها در شرافت وبلندى رتبه نسبت به ديگر عربها مانند نسبت مهمّترين قسمت مغز به ديگر اعضاى بدن بودند ، همچنين واژه أنف وسنام استعاره مىباشد ، ووجه مشابهت اين است كه همان گونه كه بيني بر ديگر اعضاى بدن تقدّم وبرترى دارد ، وزيبايى رخسار بيش از اعضاى ديگر صورت بدان وابسته است ، آنان نيز بر ديگر اعراب شرف وتقدّم دارند ، همچنين بلندى مقام آنها به كوهان شتر تشبيه شده كه بر ديگر اعضاى آن بلندى وبرترى دارد ، امام ( ع ) پس از نكوهش وياد آورى اين عمل آنان ، به ذكر غلبه وتفوقى كه در پايان كار به دست آوردند مىپردازد كه توانستند به همان گونه كه دشمن ، آنان را هزيمت داده بود أو را منهزم كنند وهمان طور كه آنان را از سنگرهاى خود رانده بود ، أو را از مواضع خويش برانند ، ووى را با نيزه وشمشير از پاى در آورند وآن چنان شكستى نصيب لشكريان دشمن كنند كه اوّليها بر روى آخريها در افتند ، و